تبليغاتX
سلفی - تحریم متعه از احادیث شیعه وقران

 

 

سلفی

جماعت السلفیه للدعوه والقتال

تحریم متعه از احادیث شیعه وقران

وقتي كه يك شيعه از متعه تعريف ميكند به او ميگوييم ايا حاضري كسي با خواهرت متعه كند يا ساكت ميشود يا داد وفرياد ميكند

يك سوال دارم ايا ائمه اهل تشيع ازدواج موقت كرده اند وفرزنداني كه از اين راه داشتند كجاست!؟

يقيما ائمه اهل تشيع نيز اين كار را تائيد نمي كردند اين قضيه اي است كه در دوران صفوي و... توسط اقايان كليني وصاحب كتاب بحارو..  شروع شده

                                                               احاديث شيعه در مورد متعه واقعا شرم اور است

 

جواز استمتاع از دبر زنان در عقد متعه

 

از عمار بن مروان روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر گفتم شخصي نزد زني براي نكاح متعه مي آيد و او مي گويد: من به شرطي با شما متعه مي نمايم كه از فرجم استفاده ننمايي و از محل و مكان ديگر مي تواني تلذذ حاصل نمايي امام جعفر فرمودند آن فرد بايد آن شرط را رعايت نمايد و از مكان قبل- فرج استفاده ننمايد[1].

(يك سوال دارم الله چرا قوم لوط را هلاك كرد)

 


 [1] فروع كافي 2/48.

 

تعداد زنهاي متعه شده در يك زمان معين نيست

 

با توجه به اهميت متعه در نزد تشيع و ثواب زيادي كه در نزد آنان وجود دارد كوشيده اند تا تعداد زناني كه با آنان نكاح موقت مي شود را زياد نمايند و ثواب بيشتري را جمع نمايند.

 

1- از زراره روايت است كه ايشان مي فرمايند از امام جعفر صادق درباره ي متعه پرسيدم آيا زنان متعه شده جزو زنان چهار گانه اي هستند كه در قرآن ذكر شده اند ايشان فرمودند آن زنان مستاجره هستند اگر خواستي هزار تا از آنان را اجاره نما [1].

 

2- از زراره روايت است كه مي فرمايند از امام جعفر صادق پرسيدم چند زن در نكاح متعه جايز و حلال است ايشان فرمودند هر چند تا كه شما بخواهيد[2].

 

3- از محمد بن مسلم روايت است كه مي فرمايند امام جعفر فرمودند زنان متعه شده جزو زنان چهارگانه اي كه در قرآن ذكر شده اند نيستند زيرا كه اين زنان طلاق نمي شوند و از شوهران نيز ارث نمي برند بلكه آنان اجاره شده اند[3].

 

4- از عمر بن اذينه روايت است كه مي فرمايند از امام جعفر صادق پرسيدم تا چند زن متعه جايز و حلال است؟ ايشان فرمودند آنان مانند كنيزان هستند و شمارش در آن اعتبار و ارزشي ندارد.

 


 [1] فروع كافي 2/43.

 [2] فروع كافي 2/43.

 [3] حواله بالا.

متعه جزو اركان ايمان تشيع است!!!!(هل هذا الاسلام)1

 

تشيع هنگامي كه امري را خوب بپندارند و آن موافق هواها و خواهشات نفساني آنان باشد براي حلت و جواز آن روايات جعلي زيادي را به پيامبر و اهل بيت نسبت مي دهند از امام جعفر صادق روايت شده است كه ايشان فرمودند: كسي كه به رجعت و متعه اعتقاد نداشته باشد آن از گروه ما نيست من لايحضره الفقيه 2/148.

 

در متعه ميراث وجود ندارد!!!

 

در مذهب تشيع زن و مرد زنا كار هرگز از يكديگر ارث نمي برند و شوهران و همسران متعه شده نيز مانند آن- زنا- بدون ارث و ميراث هستند چنانچه در روايات زيادي به آن اشاره شده است.

از ابن ابي عمير روايت است كه مي فرمايد امام جعفر  صادق فرمودند در بين زن و مرد متعه شده هرگز ميراث جاري نمي شود[1].

از سعيد بن سيار روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر صادق پرسيدم: شخصي زني را متعه مي نمايد و ميراث را در عقد مطرح نمي سازند آيا بين آن دو ميراث جاري مي شود يا خير؟ ايشان فرمودند ميراث در بين آن دو جاري نمي شود برابر است آن را مشروط نمايند يا غير مشروط[2].

 


 [1] فروع كليني 2/47.

 [2] التهذيب 2/190

 

جواز متعه با زناني كه شوهر دارند(لا حول ولا قوه. الا بالله...)

 

ازدواج با زناني كه شوهر دارند فقط در مذهب مزدك و ماركسي جايز است و مذهب تشيع چراان را جائز دانسته اگر به دقت و منطق عقلاني به آن بنگريم در مي يابيم كه اين مسئله به تنها سبب هتك حرمت زنان مي شود بلكه بي حيايي و رسوايي اين مذهب را نيز بيان مي دارد در روايات زيادي به آن تاكيد شده است كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي شود:

1- از يونس بن عبدالرحمن روايت است كه مي فرمايد از امام رضا پرسيدم آيا نكاح زني كه با يك فرد ازدواج متعه نموده است و قبل از اتمام عده با فردي ديگر ازدواج مي نمايد جايز است ايشان فرمودند: گناه آن بر گردن زن است و نكاح درست است[1].

 

2- از فضل مولي محمد بن راشد روايت است كه مي فرمايد من از امام جعفر صادق پرسيدم من با يك زني متعه نمودم و سپس در قلبم اين سوال پيش آمد كه مبادا او شوهر داشته باشد و سپس پس از تحقيق او را شوهر دار يافتم امام جعفر صادق فرمودند: متعه او اشكالي نداشت چرا از ازدواج او تحقيق به عمل آوردي نيازي به آن نبود[2].

 

3- از مهران بن محمد روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر صادق گفته شد: فلاني زني را متعه نموده است و او از اينكه مبادا زن شوهر داشته باشد تحقيق كرد امام صادق فرمودند چرا تحقيق نموده است نيازي به تحقيق نيست نكاح و متعه او جايز است[3].

 

4- از محمد بن عبدالله اشعري روايت است كه مي فرمايد به امام رضا گفتم: شخصي با زني ازدواج مي نمايد و سپس مشكوك مي شود كه او شوهر دارد. ايشان فرمودند: نيازي به تحقيق و شك نيست, و متعه او جايز است[4].

 


 [1] من لا يحضره الفقيه 2/149.

 [2] التهذيب 2/187.

 [3] التهذيب 2/187.

 [4] التهذيب 2/187.

جواز متعه با زنان زنا كار

 

1- از زراره روايت است كه مي فرمايد عمار از امام جعفر صادق پرسيد آيا متعه زنان زنا كار جايز است ايشان فرمودند اشكالي ندارد[1].

2- از اسحاق بن جرير روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر صادق گفتم در كوفه زن فاجره اي است آيا مي توانم با او متعه نمايم ايشان فرمودند آيا او پرچم فسق و زنا را بر خانه اش زده است گفتم خير ايشان فرمودند آري متعه با او جايز است و در روايتي ديگر نقل شده است كه اگر او پرچم زنا را آويزان كرده باشد باز هم متعه با او جايز است[2].

3- از حسن بن ظريف روايت است كه مي فرمايد به امام جعفر نامه اي نوشتم به مدت سي سال است كه متعه را ترك نموده ام و اينك به آن علاقمند شده ام در محله ما زن زيبايي وجود دارد ولي فاجره و فاسقه است آيا مي توانم با او متعه نمايم ايشان فرمودند شما با آن كار سنتي را زنده و بدعتي را مي ميراني هيچ اشكالي ندارد[3].

 


 [1] التهذيب 2/187.

 [2] الوسايل 14/455.

 [3] الوسايل 14/455.

 

 

عاريت گرفتن زنان جايز است

 

در روايات متعددي كه تشيع آن روايات را به ائمه نسبت مي دهند به كثرت وارد شده است كه عاريت فرج و زنان جايز است و كنيزان را بدون اذن ولي مي توانيد متعه نماييد. در روايات كثيري جواز عاريت زنان بيان شده است كه در اينجا به بخشي از آن روايات اشاره مي شود.

1- از عبدالكريم روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر پرسيدم شخصي شرمگاه كنيزش را به اجاره مي دهد آيا آن جايز است ايشان فرمودند آري جايز است[1].

2- از محمد بن مسلم روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر پرسيدم آيا جايز است شخصي كنيزان خود را در اختيار ديگران قرار دهد ايشان فرمودند اشكالي ندارد[2].

3- از فضل بن يسار روايت است كه مي فرمايد از امام جعفر پرسيدم اصحاب ما از شما روايت مي كنند كه شما عاريت فرج را جايز مي دانيد ايشان فرمودند آري سپس پرسيدم اگر شخصي كنيز گرانبهاي باكره اي داشته باشد و آن را به اجاره و عاريت دهد و در عقد شرط نمايد كه از فرج او استفاده ننمايد آيا جايز است؟ ايشان فرمودند اشكالي ندارد ولي اگر آن فرد از فرج او استفاده نمايد بايد عشر قيمت او را بپردازد[3].

 

بگويد كه خريد فروش فرج كنيزان جائز است


 [1] بحار الانوار 100/326.

 [2] بحار الانوار 100/326.

 [3] بحار النوار 100/326.

 

 

ازدواج موقت از اركان ايمان تشيع است

- از امام جعفر صادق روايت است كه ايشان فرمودند: در شب ليله الاسراء آن حضرت در زماني كه جبرييل با او ملاقات كردند فرمودند: اي محمد خداوند متعال مي فرمايد: من كساني را كه متعه مي كنند بخشيدم و از آنان محاسبه نمي گيرم[2].

 

4- در روايتي ديگر نقل شده است كه خداوند متعال به اندازه ي آبهايي كه متعه كننده هنگام غسل بر خود مي ريزد گناهان او را معاب مي نمايد و در روايتي كه توسط صالح بن عقبه از امام جعفر نقل شده است چنين وارد شده است كه ايشان مي فرمايند: از ايشان پرسيدم آيا فرد متعه كننده اجر و پاداش ثواب دارد يا خير؟ ايشان فرمودند: اگر ايشان فقط به خاطر رضاي خداوند متعال متعه نمايد و آن را سبب جلوگيري زنا بداند خداوند بوسيله كليه حركات او برايش ثواب و پاداش مي نويسد و در مقابل هر كلمه براي او حسنه و در مقابل هر بار دست گرفتن براي او حسنه و نيكي مي نويسد حتما كه در هنگام نزديكي و قرابت گناهان او را معاف مي نمايد و در هنگام غسل به اندازه آبهايي كه بر موهايش ريخته است گناهانش را معاف مي نمايد، در اين لحظه از او پرسيدم آيا به اندازه شمارش موهايش است؟ ايشان فرمودند: آري به اندازه شمارش و تعداد موهايش است[3].

عده اي از زنان فاحشه فريفته ي اين روايات شده و فساد و زنا كاري خود را جنبه ي شرعي داده و به آن روي آورده اند ولي زنان پاكدامن و با حياء از آن پرهيز و دوري مي نمايند و عده اي ديگر از زنان كه خود را شيعي واقعي و مخلص مي دانند به خاطر مخالفت با قول حضرت عمر خود را در اختيار ديگران قرار مي دهند و به دام نكاح موقت و متعه مي افتند از بشر بن حمزه روايت است كه ايشان داستان يك فرد قريشي را اين چنين بيان مي دارند: دختر عمويم به سوي من قاصد فرستاد و گفت: شما از خواستگاران زياد و كثير من مطلع هستيد ولي من با آنان ازدواج نمي نمايم و از اينكه شما را انتخاب نموده ام نيز راضي نيستم ولي از آن جايي كه شنيده ام نكاح متعه در قرآن و احاديث حلال و توسط عمر حرام گرديده است بر خلاف نظريه عمر و به خاطر عناد و عداوت او پيغام نكاح موقت را مي دهم من در پاسخ او گفتم اگر به من مهلت بدهيد تا از امام جعفر صادق مسئله را جويا شوم بسيار خوب مي شود داستان را براي امام جعفر بيان داشتم ايشان فرمودند اشكالي ندارد با او ازدواج موقت را انجام بده. خداوند بر هر دو شما رحم بفرمايد[4].

 

5- از هشام روايت است كه ايشان مي فرمايند امام جعفر صادق فرمودند من دوست دارم كه محبان ما در طول حيات و عمرشان حتما يك بار متعه نمايند و نماز جمعه را با جماعت برگزار نمايند[5].

 

6- از هشام بن سالم روايت است كه ايشان مي فرمايند امام جعفر صادق فرمودند: براي مردان نكاح موقت مستحب است و بسيار كريه و ناپسند مي دانم كه فردي از دنيا برود و ازدواج موقت ننموده باشد[6].

 

7- از محمد بن مسلم روايت كه ايشان مي فرمايند امام جعفر صادق از من پرسيدند؟ ازدواج موقت نموده اي يا خير؟ به او گفتم خير ايشان فرمودند از دنيا نرو مگر اينكه اين سنت را زنده نمايي[7].

چنان مبالغه و زياده روي كرده اند كه از امام جعفر صادق درباره ي نكاح موقت چنين روايت مي نمايند كه ايشان فرمودند: هر شخصي كه متعه نمايد و سپس غسل نمايد خداوند متعال از هر قطره آب غسل او كه از بدنش مي چكد هفتاد فرشته مي آفريند تا براي او استغفار و طلب مغفرت و آموزش نمايد و دشمنان او را تا روز قيامت لعنت و نفرين نمايند[8].

 

8- از ابوبصير روايت است كه ايشان مي فرمايند نزد امام جعفر صادق رفتم و ايشان به من گفت: اي ابو محمد از زماني كه از خانه ات بيرون آمده اي آيا متعه نموده اي گفتم خير ايشان فرموند چرا؟ گفتم بنده همان مقدار پولي را كه مهريه زن باشد را ندارم ايشان يك دينار به من دادند و من نيز قسم خوردم كه به محض رسيدن به منزلم متعه نمايم[9].

 

9- از علي الساني روايت است كه ايشان مي فرمايند به ابوالحسن گفتم: من هميشه متعه مي نمودم تا اينكه روزي آن را كريه و ناپسند دانستم و در بين ركن و مقام به خداوند قسم خوردم كه هرگز متعه ننمايم و بر خود نذري را نيز واجب گرداندم تا اينكه آن بر من مشكل شد و نتوانستم كه ازدواج دائم نمايم و الان نيز آن توانايي را ندارم ايشان به من فرمودند آيا شما با خداوند عهد نموده ايد كه از آن اطاعت ننماييد برو متعه نما و بر شما هيچ چيزي از سوگند لازم نمي گردد[10].

 

10- از محمد بن عبدالله بن جعفر الحميري روايت است كه ايشان به امام مهدي نامه اي نوشت و از او درباره ي شخصي پرسيد كه خود را شيعه و متعه را حلال مي داند و به رجعت معتقد است مگر اينكه همسر او به ازدواج دوم راضي نيست و او نيز متعه نمي نمايد و به مدت 19 سال است كه به قول خود وفادار است ولي در بعضي از سفرها چندين ماه از خانواده اش دور مي شود و متعه نمي نمايد و آن را درجه و قرب و محبت به خانواده اش مي داند آيا او به خاطر ترك متعه گناهكار مي شود يا خير؟

امام مهدي در جواب نوشتند: بر او مستحب و واجب است تا از خداوند اطاعت و متعه نمايد و قسم خود را بشكند[11].

 

 [2] من لا يحضره الفقيه 2/149.

 [3] من لا يحضره الفقيه 2/149.

 [4] الفروع الكافي 2/47 بحارالانوار /100 ص 307.

 [5] وسائل شيعه 14/443.

 [6] وسائل شيعه 14/443.

 [7] الفروع الكافي 2/47.

 [8] وسايل شيعه 14/444.

 [9] حواله بالا.

 [10] حواله بالا.

 [11] الحتجاج للطبرسي 171 الوسايل 14/445

اين احاديث شما راه فراري را براي شما باقي نگذاشته  در اينجا دها حديث برده شده است همه اش را ؟ به حق اعتراف كنيد

با زنا چه فرقي دارد اين متعه شما

 

اين ها  با چه بي شرمي اين احاديث را به اولاد رسول الله نسبت ميدهند


صيغه در ترازوي قرآن

 

 در مراجع و مصادر اهل سنت و جماعت رواياتي از رسول الله (صلى الله عليه وسلم) نقل شده اند كه صريحاً دلالت بر تحريم صيغه دارند. اما از آنجائيكه اين روايات در مذهب تشيع فاقد اعتبار هستند ما استدلالات خود را تنها به آيات قرآن مجيد اختصاص مي دهيم.

دليل اول:

خداوند متعال در مورد مؤمنين مي فرمايد:

﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ * فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ﴾. [المومنون / 1-7].

«براستي كه اهل ايمان به پيروزي و رستگاري رسيدند. همان كسانيكه در نمازهاي خود خاشع و فروتن هستند. و از امور بيهوده و باطل روي گردانند. و همان كسانيكه زكات اموال خود را مي پردازند (اين آيه مي تواند به اين صورت نيز تفسير شود: و همان كسانيكه نفس خود را پاك و تزكيه مي كنند). و همان كسانيكه فرجهاي خود را بجز از همسران و كنيزان خويش محفوظ نگاه مي دارند كه در اين صورت بر آنان هيچ ملامت و سرزنشي نيست. اما آنانيكه بجز اين راه (آميزش با همسر و كنيز) راه ديگري در پيش گيرند، متعدي و و متجاوز (به حدود الهي) هستند».

اين آيات بيانگر تحريم جماع و آميزش مرد با كسي بجز همسر و كنيز او ميباشد. و ما بخوبي مي دانيم زن صيغه اي نه همسر مرد محسوب مي گردد و نه كنيز او. چون بين ازدواج و صيغه (متعه) تفاوتهاي زيادي وجود دارد. به عنوان مثال:

1-        صحت عقد در صيغه احتياجي به وجود شاهد ندارد[1].

2-        در صيغه زن و مرد از يكديگر ارث نمي برند[2].

3-         در صيغه نفقه و مخارج زن بر مرد واجب نيست[3].

4-        در صيغه طلاق وجود ندارد[4].

5-        تعداد زناني كه مرد مي تواند در يك زمان آنها را صيغه كند، بي حد و حصر مي باشد[5].

6-   در صيغه اهداف والا و گرانقدري كه در ازدواج دائم وجود دارد، ديده نمي شود. بلكه هدف اساسي از صيغه كردن هوسبازي و پيروي از شهوت جنسي است.

و به همين صورت بين زن صيغه اي و كنيز تفاوتهاي فراواني وجود دارد. به عنوان مثال:

1- مرد نمي تواند زني را كه صيغه كرده است، بفروشد.

2- مرد نمي تواند زن صيغه اي خويش را به كسي ببخشد.

بنا بر آنچه گفته شد دانستيم زن صيغه اي را نمي توان همسر و يا كنيز قلمداد كرد. و با ربط دادن اين مسأله به آيه كريمه مي توان پي به تحريم صيغه برده و مرتكب آنرا همانگونه كه آيه كريمه بيان داشتند متعدي و متجاوز به احكام الهي دانست.

دليل دوم:

 خداوند متعال مي فرمايد:

﴿فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ﴾. [النساء / 3]. «و اگر بهراسيد كه چون بيش از يك همسر برگزينيد) راه عدالت و انصاف نپيماييد، بايستي به يك همسر يا به كنيزان بسنده كنيد.

در اين آيه خداوند متعال كسانيكه در صورت داشتن چند همسر از رعايت و انصاف بين آنها عاجز و ناتوان خواهند بود را ارشاد فرموده است كه به يك همسر بسنده كنند و يا اينكه بجاي زنان آزاده براي خود كنيز بر گزينند. اين فرمايش الهي نيز دلالت بر تحريم صيغه دارد. چون اگر صيغه جائز و روا مي بود خداوند متعال در اين آيه آنرا به عنوان راه حل سوم پيش روي مسلمانان قرار مي دادند.

دليل سوم:

خداوند متعال مي فرمايد:

﴿وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ﴾. [النساء / 25].